با جشنواره فیلم کودک|نقش برجسته معلم در نوستالژی «پرنده کوچک خوشبختی»

به گزارش خبرنگار سینما تئاتر ، یکی از فیلم هایی که امسال در بخش نوستالژی جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان اصفهان به اکران در آمده فیلم پرنده کوچک خوشبختی کاری از پوران درخشنده به تهیه کنندگی  و نویسندگی سیروس تسلیمی است. بازیگران این فیلم امین تاریخ، هما روستا، عطیه معصومی و جمیله شیخی و فتحعلی اویسی هستند که در سال ۶۶ تولید شده است.

این فیلم دومین تجربه کارگردانی بلند سینمایی پوران درخشنده در سینمای ایران محسوب می شود و داستان دختری به نام ملیحه(عطیه معصومی) را روایت می کند که به دلیل شوک ناشی از مرگ مادرش هم قدرت تکملش را از دست داده و هم دچار ضربه روحی شدید در مرز اختلال روانی اسکیزوفرنی قرار گرفته است. وی در مدرسه به شدت ناسازگار است و با هیچ کس نمی تواند روابط دوستانه برقرار کند تا اینکه معلمی به مدرسه شان می آید که روان شناس است و طی ارتباطات صمیمی که با او برقرار می کند ، به ملیحه نزدیک شده و طرح دوستی می ریزد.

فیلم در واقع بخشی از مشکلات جامعه ناشی از ارتباط با کودکان  و نوجوانان آسیب دیده و دچار اختلالات تکلمی و شنیداری را روایت می کند اینکه خانواده ها قدرت درک و ارتباط درست با این بچه ها را ندارند و هم اینکه در مدرسه نیز شیوه تعلیم و تربیت رایج اجازه ارتباط برقرار کردن درست با این بچه ها را نمی دهد.

فیلمنامه به گفته منتقدان دارای نقاط قوت زیادی است و به خوبی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند شاید یکی از علل آن معلم بودن مادر پوران درخشنده و از نزدیک زندگی کردن با یک معلم بوده باشد بازیگران اصلی فیلم امین تارخ ،  جمیله شیخی و هما روستابه خوبی توانستند از پس نقش های خود بر بیایند به طوریکه بعد از نزدیک به سی سال تماشای این فیلم هنوز ضعفی از بازیگری در بین آنها نمی بینیم.

یکی از مسائلی که در فیلم نمود پیدا می کند ضعف روان شناسی و توجه بدان در جامعه آن دوره بوده است درست است که خود علم روانشناسی شاید کمتر از ۱۰۰ سال است که در دنیا به عنوان علم در نظر گرفته شده، اما در کشور ما هم کمتر بدان توجه می شده است، همین حالا هم در سیستم نظام تعلیم و تربیت ما ـ شاید بیش از گذشته ـ اما نه به اندازه مناسب روانشناس تربیتی در مدارس وجود دارد.

خیلی از خانواده ها در این دوران برای مشکلات سازگاری و مسائلی از این دست به روانشناسان بیرون مراجعه می کنند، حتی خود معلمان هم در این زمینه راهگشا هستند اما باز هم نیاز به همیاری بیشتری از سوی نظام آموزش و پرورش در این زمینه است، به ویژه امسال که بچه ها به دلیل کرونا در منازل به سر می برند، معلمان و خانوادها می بایست با همکاری هم شرایط آموزشی و پرورشی آنها را پیش ببریم.

یکی از نکات آموزش دهنده در این فیلم بحث سال های حساس زندگی بچه ها است. اینکه یک کودکی در سنین پایین جلوی چشمش مادر دوست داشتنی اش را از دست بدهد او را دچار شوک عصبی و روانی بزرگ می کند، چه اینکه ملیحه دچار این مشکل شد و پدرش شب تولدش او را به دلیل شکار تنها گذاشت، به همین دلیل او دچار بحران های زیادی در دوران کودکی شد، به طوریکه اگر معلم مدرسه به دادش نمی رسید ،احتمالا دچار اختلال روانی تا ابد می شد و راهی برای نجاتش نبود. بنابراین سال های اولیه زندگی هر کودکی بسیار مهم هستند و پدران و مادران برای آرامش بچه ها باید خیلی مراقب باشند تا کمتر دچار بحران بشنوند چرا که این بحران ها در بزرگسالی اثرات وخیمی در زندگی شان می گذارد.

کاراکتر امین تارخ در این فیلم در نقش یک پدر به ظاهر مراقب و نگران اما در واقع ساده و بی توجه است به طوریکه اگر معلم او راراهنمایی نکند حتی متوجه این بحران عمیق در روحیه کودکش هم نمی شود و دخترش را مایه شرمساری اش در اطرافیان می داند. هما روستا در نقش معلم هم آن دوره بازیگر شناخته شده ای نبود شاید هم انتخاب خطرناکی برای این کار بود اما توانست بازی خوبی از خود نشان دهد البته عده ای معتقدند که بازی اش در بخشی سکانس ها اغراق گونه بوده است.

پرنده کوچک خوشبختی در این فیلم المان مادر و یک شخصیت آرام بخش و زندگی بخش و دوست داشتنی است که ملیحه هم آن را در خانه نگهداری می کند اما کم کم به دست فراموشی می سپارد چرا که مادرش را از دست داده و آرامشی ندارد و همه چیز را تیره و تار و تنها دو قطب سیاه و سفید می بینند سفیدی که آن هم تنها از زمان علاقه به معلم خویش پیدا کرده است.

کشمکش های دختر فیلم با معلمش، تا حدودی شبیه معجزه گر اثر آرتورپن یا حتی برخی کارهای هیچکاک معمایی بود. اما در سطح سینمای ایران تجربه تازه ای در آن دوره به حساب می آمد. بازی گرفتن از یک نابازیگر که البته کر و لال هم  هست توانمندی زیادی می خواهد هر چند در این دوره خیلی دیگر عجیب نیست اما برای دهه شصت شاید قدری جالب توجه بوده است در نتیجه بهترین بازی نابازیگران در تاریخ سینمای آن دوران محسوب می شده است.

ژانر فیلم یک درام غمناک و دلهره آور است و احساسات تماشاگر را بر می انگیزد اما او را نیز از این همه مصیبت به فکر فرو می برد و به نظر می رسد در دوره تولید و اکرانش به موفقیت دست پیدا کرد و توانست اهدافش را به بار بنشاند.  این فیلم همدوره با خیلی فیلم های دیگر که در آن زمان به دست فراموشی سپرده شدند اما به خوبی توانست در یادها باقی بماند. نویسنده فیلم به خوبی توانست لحظات به یاد ماندنی را در کمترین دیالوگ خلق کند و همین نشان میدهد که پر دیالوگ گویی نشان از تأثیرگذاری اثر ادبی و هنری نیست بلکه این محتوا  می تواند در کمترین عناصر دیالوگی اثرگذار شود.

خشم، غم، تنفر، عشق و شادی در همه نگاه های بازیگران نمایش از جمله ملیحه بدون هیچ دیالوگی ماندگار شد. علاوه بر این موسیقی هم توانست اثر خود را در دهه شصت باقی بگذارد چرا که با  کمترین امکانات در آن دوران که برای تهیه موسیقی مناسب نبود، کار خوبی تولید شد.

شاید برای هر فیلمی بتوانیم بگوییم برای یک قشر اثرگذار است اما این فیلم هم برای خانواده ها، هم برای معلمان و هم برای سیستم آموزش و پرورشمان تأثیرگذار بوده  و همین الان می تواند باشد. از معلمی که عاشق دانش آموزانش است تا عاقبت اعضای خانواده ای که هوای هم را ندارند همه جالب توجه و قابل تأمل است.

برای سینمایی که در همه این اعصار خیلی جاها حالش خوب بوده و خیلی وقت ها مثل الان که به خاطر کرونا تعطیل است و حالش خوب نیست و حتی جشنواره کودکش هم آنلاین برگزار می شود یادآوری چنین فیلم هایی  و حتی کارهایی از این دست با ورژن جدید در برابر فیلم های آبکی و کم محتوا و سطحی خیلی برای خانواده ها و بچه ها اثرگذار است و می تواند به سینمای ما هویت بدهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *