با فیلم های جشنواره کودک| از رویای سرزمین آرزوها تا واقعیت تلخ زندگی غربی

به گزارش خبرنگاران، اکران آنلاین فیلم های سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم کودک اصفهان از روز گذشته در سراسر ایران در پلتفرم های در نظر گرفته شده آغاز و روزانه تعداد زیادی فیلم اکران می شود که این فیلم ها اعم از ایرانی و خارجی است.

یکی از فیلم های بین المللی جشنواره امسال فیلم بیلی به کارگردانی اینارا کولمان فیلمساز زن لتونیایی است که سال گذشته نیز او در جشنواره فیلم بیله را عرضه کرده بود و امسال هم فیلم بیلی را در اکران دارد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ و دوبله شده است که در یک ساعت و ۳۰ دقیقه در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

داستان این فیلم درباره دختری به نام بیلی است که با پدر و مادر خود در خانه و محله ای محقر زندگی می کند و از کودکی دچار چالش های زیادی مبنی بر مشکلات خانوادگی پدر و مادر با خود و دیگران، آسیب های روحی و روانی مادر و پدر و مسائل مالی زیاد است اما او بالاخره بر آنها فایق شده و به یک نویسنده مشهور و نامی تبدیل می شود.

البته در فیلم خیلی در ارتباط با بزرگ شدن و تبدیل شدن او به نویسنده سکانسی وجود ندارد منتها از همان دوره نوجوانی در پایان فیلم صحنه ای نوشتاری مبنی بر تبدیل شدن این دختر به یک شخصیت مهم ادبی صورت می گیرد.

فضای غم انگیز و تلخ فیلم بیلی شاید به عقیده برخی برای تماشای کودکان مناسب نباشد

این فیلم در ژانر کودک طرح شده اما خیلی به نظر نمی رسد که برای تماشای کودکان مناسب باشد بیشتر فیلم نوجوان و بزرگسال مطرح می شود چرا که مشکلات عدیده ای که در آن  مطرح می شود در نهایت به بزرگسالان باز می گردد.

در این فیلم آرتور اسکراستنیس، روتا کروانبرگا، الینا وین، لاوما بالود , گوندارس ابولینز به هنرمندی پرداخته‌اند.

فضای ابتدای فیلم غم انگیز و در هاله ای از تیره و تاریکی قرار دارد، بچه هایی که انگار ناخواسته هستند، پدر و مادرهای فقیر و کسانی که بچه ها را مدام کتک می زنند، افکار و عقایدشان را قبول ندارند و آنها را موجوداتی رذل و موذی می دانند درست تفکری که قبل از رشد گرایان نسبت به بچه در اروپا وجود داشت اینکه بچه ها موجودات خبیثی هستند که از خود هیچ اراده و خلاقیتی جز آزار و اذیت ندارند و والدین هم مدام باید آنها را تبیه کنند حتی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها که الان مأمن بچه ها هستند نیز آنها را دوست ندارند طوریکه بچه ها آرزو می کنند به سرزمین رویایی بروند یعنی جایی که پدر و مادرها و آدم های واقعی آنجا نباشند که اذیتشان کنند یا دنیای سیاه زمان حال را ببینند و به آینده نداشته هیچ دلخوشی ندارند.

بیلی یکی از این دخترهاست که مدام بقیه را تهییج می کند تا به سرزمین رویایی بروند بچه ها چندین مرتبه با هم دست به یکی می کنند تا از پدر مادرها دور شوند اما ناتوانی در دوری زیاد باعث می شود که  مدام به سرزمین سیاه زندگی خود باز گردند. تا جایی که دیگر بیلی به کلاس پیانو فرستاده می شود و علی رغم همه مشکلات باز هم خود را در ایینه نگاه می کند هر چند همان زمان هم مادر و پدر او را قبول ندارند تا اینکه به اجبار او را به مدرسه می فرستند و معلمان پی به استعداد او می برند و تازه آن زمان است که مادر می فهمد دخترش استعداد خوبی برای آموزش دارد و به او توجه می کند.

نکته دیگر مشکلات و اسیب های روانی خانواده ها در این کشوری است که حتی مردم خودشان با هم درگیر هستند که چه دینی دارند، کاتولیک هستند یا ارتودکس یا چیز دیگری که مدام آنها را دچار چالش می کند از سویی هم در سرزمینی که زندگی می کنند آلمان ها نفوذ کرده و آنها را دچار تناقض کرده است و مدام در شهر ترددهای مختلف دیده می شود و جنگ در اروپا درگرفته است و نقل محافل شده به طوریکه برای اینهایی که در یک روستای کوچک زندگی می کنند هم فقر و نداری را به بار آورده است.

مشکلات و اسیب های روانی خانواده ها در کشورهای اروپایی حتی در آنجایی که جنگ نفوذ هم نکرده، خود را نشان می دهد

مادر بیلی دچار هیستری و مشکل عصبی است به طوریکه نمی تواند کار کند و مجبور شده با یک مرد دائم الخمر ازدواج کند که او هم درست کار نمی کند و فقر گریبانشان را گرفته به طوریکه اتاق بیلی را به یک پیرزن غرغرو اجاره می دهند و دختر را دچار مشکلات ذهنی از دست دادن تختخواب و اتاقش می کنند . از سویی شرب خمر پدر نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده به طوریکه همسایه ها را علیه او شورانده است. همه این مشکلات خانوادگی و رفتاری تا عدم ارتباط صحیح با جامعه اطراف باعث شده که بیلی ارزوی سرزمین رویایی را بکند که واقعیت هم ندارد اما در نهایت این  پشتکار، کلاس پیانو و درس بیلی است که باعث موفقیتش می شود هر چند که خیلی نشان نمی دهد و واضح نیست که چگونه همه این اتفاقات در آینده برایش رخ می دهد و فقط دوره کودکی تا نوجوانی بیلی را ما شاهد هستیم.

مسئله دیگر بازی های بچگانه این کودکان در فضای روستایی است که غم ان را فرا گرفته، در خانه صدای بچه ها در نمی آید و اگر دست از پا خطا کنند یا کتک می خورند یا بیرونشان می کنند انگار که بچه ها به قولی از سر راه آمده اند و علت همه مشکلات والدین هستند در جایی هم که مادر احساس می کند دختر دارای استعدادی است باز هم این آرزوی کودکی و مدرسه ای خودش است که در دخترش می بیند نه اینکه او را به عنوان یک شخصیت جدا و واقعی قبول داشته باشد.

فضای فیلم رئال و تلخ است اما فانتزی های ذهنی بچه ها را نشان می دهد

فضای فیلم اگر چه رئال و به نوعی تلخ است اما فانتزی های ذهنی بچه ها را نشان می دهد از خاک بازی و پنهان کردن اسباب هایشان در خاک تا دویدن ها و شهربازی هایی که با هم می روند و در نهایت این بیلی است که با نزدیک شدن به دنیای بزرگسالی و عواطف و ارزوهایشان از دیگر بچه های محل فاصله می گیرد به طوریکه هنوز دوستانش کتک می خورند و برای کلاس پیانو رفتن بیلی او را تحقیر می کنند.

پس از دوره ای در اروپا که بچه ها به عنوان موجودات شرور در نظر گرفته می شدند و آنها را کودکان معصومی نمیدیدند که می بایست همه چیز از ابتدا به آنها آموزش داده شود با روی کار آمدن نظریات رشد گرایان و اینکه فرآیند رشد کودک خیلی مهم است ، دیگر می بینیم که کودکان طور دیگری مورد توجه قرار می گیرند و خلاقیت هایشان به بار می نشیند حتی مدارس مونتسوری که در اروپا به راه می افتد نیز به همین تأکید می کند که کودک می بایست خلاقیتش تحریک شود نه اینکه مدام باید و نباید برایش تعریف شود نمونه ای از نوع اول تربیت کودک را در فیلم بیلی شاهدش هستیم. کودکانی که غمگین و ناشاد با بزرگسالانی که عصبی و خسته زندگی می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *