شهید حمید شاهید

درباره شهید حمید شاهید در چهلمین سالگرد حماسه هویزه

 شهید حمید شاهید

حوزه دانشگاهی خبرگزاران، هویزه هم مانند دیگر شهرهای استان خوزستان در طول دوران دفاع مقدس بارها از سوی دشمن بعثی مورد تجاوز قرار گرفت. حماسه و ماجرای شهدای هویزه در ۱۶ دی ۱۳۵۹ رقم خود و طی این روز بود که حدود ۷۰ رزمنده که در میان آنان ۲۰ دانشجوی خط امام (ره) نیز حضور داشتند، به محاصره تانک‌های متجاوزان بعثی در آمدند و آسمانی شدند و اجساد مطهرشان حدود ۱۷ ماه بعد از سوی رزمندگان کشف شد که در همان محل شهادت دفن شده است.

امروز در ۱۶ دی ماه ۹۹ به مناسبت سالگرد شهدای هویزه پای صحبت احمد شاهید برادر حمید شاهید، از شهدای این واقعه نشستیم و او به ذکر خاطره ای از برادر شهیدش پرداخت.

برادر شهید حمید شاهید گفت: حمید آقا هفته اول مهرماه سال ۱۳۵۹ به همراه تعدادی از دوستانش از مشهد، عازم جبهه شد و در ابتدا به ستاد جنگ های نامنظم خدمت شهید بزرگوار دکتر چمران رسید.

وی ادامه داد: خاطره ای که ذکر آن جالب بود این است که برادرم به عنوان فرمانده عملیات سپاه حمیدیه با دیگر همرزمانش به روستای خالی از سکنه حمیدیه می رسند. آنها برای اینکه بتوانند برای جنگ آماده شوند نیاز به محل استقرار داشتند، به همین منظور با وجود اینکه خانه های روستایی خالی از سکنه بود، یکی از محل های نگهداری گوسفندان را تمیز کرده و از آن برای استقرار استفاده می کنند.

وی ادامه داد: اطاعت از فرمانده و رعایت مسائل امانتداری و مواظبت از بیت المال از ویژگی‌های بارزی بود که برادر شهید بنده از آن برخوردار بودند.

برادر شهید با اشاره به شرایط بدی که رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد با آن رو به رو بودند، گفت: برای دیدار با برادرم به منطقه رفتم و یک روز مهمان او و همرزمانش بودم، برنجی که آنها مصرف می‌کردند، پر از شن بود و آب شرب مناسبی در اختیار نداشتند، اما با این وجود وظیفه خود در دفاع از میهن را به خوبی انجام دادند.

احمد شاهید به نظر شهید حمید شاهید در خصوص ولایت فقیه اشاره کرد و گفت: ایشان به ولایت فقیه معتقد بود و دستورات رهبری را فصل الخطاب می دانست برای همین نیز خودجوش در هفته اول جنگ به همراه دوستانش عازم جبهه شد. عملکرد ایشان نمایانگر پیروی وی از دستورات حضرت امام خمینی ره بود. در واقع شهدا به خاطر خدا، اسلام و وطن، خود را ندیدند و به دستور امام خمینی (ره) خالصانه به جبهه رفتند و کار بزرگی انجام دادند. بنابراین مواظبت از خون شهدا بر هر انسان و مسلمانی واجب است.

وی به خاطره دیگری از برادر شهیدش اشاره کرد و گفت : حمید آقا قطعه زمینی داشت که بلاتکلیف باقی مانده بود. ما و خانواده در تهران ساکن بودیم. یک روز از خیریه ای که مرکز نگهداری دختران بی سرپرست، بد سرپرست و معلول تحت پوشش سازمان بهزیستی بود با من تماس گرفتند که برنامه ای برای این زمین دارید؟ من هم گفتم ما در نظر داریم مدرسه یا درمانگاهی به نام شهید نامگذاری کنیم و آنها پیشنهاد کردند در این زمین، خوابگاهی برای دختران بی سرپرست و بد سرپرست بسازند.

برادر شهید افزود: همان زمان حمید آقا به خواب همسر بنده آمد و گفت برنامه ای که برای زمین در نظر دارید را انجام دهید. ما نیز این کار را انجام دادیم و هم اکنون این قطعه زمین به مرکز نگهداری دختران بی سرپرست، بدسرپرست و معلول تبدیل شده است و در آن کارهای فرهنگی، اشتغالزایی و توانمندسازی انجام می‌شود. در واقع شهید با این اقدام، خیر و برکات زیادی را برای خود، جامعه و مردم رقم زد.

وی به رفتار شهید در منزل و والدین اشاره کرد و گفت: حمید آقا مطیع پدر و مادر بود. پدرم معلول بود و دوبرادرم به رحمت خدا رفته بودند. حمید آقا در هر مجلس و مهمانی پدرم را بغل می‌کرد و دست و پای او را می بوسید و کمر بسته در خدمت آنها بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *